چهارشنبه زنان هم می‌خواهند فوتبال ببينند! <?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

 

 چهارشنبه می‌خواهيم برويم استاديوم آزادی برای بازی ايران و کاستاريکا.اما امان از دست اين دبيرسرويس سخت‌گير،استاد اسلاميه، که آنقدر هم با مهربانی سخت‌گيری می‌کند که آدم نمی‌داند با اين مدلی‌اش ديگر بايد چطوری رفتار کند! سعيده اين روزها به من و ساناز که دو عضو زحمتکش سرويس جامعه هستيم گير داده که نمی‌توانيد برويد به استاديوم.القصه فعلا از ما اصرار است و از او انکار.بی‌انصاف می‌گويد بايد گزارش‌های توليدی‌تان را رد کنيد و بعد برويد.حالا نمی‌دانم بالاخره چه می‌شود.ولی فکر  می‌کنم گذر کردن از موانع « ضدفمينيستي» و «کليشه‌های جنسيتي» ای که مانع از حضور زنان در استاديوم می‌شوند آسان‌تر از گذر کردن از سد دبيرسرويس نازنين باشد!!! با وجود اين ما همچنان در حال مبارزه برای گرفتن حقوق خودمان هستيم و تازه پرستو هم قرار شد بليت‌ها را رديف کند!

 

اما يک عده از ما می‌پرسند خب برويد استاديوم که چی؟ همکاران سرويس ورزشی هم از ما سوالات فنی درباره فوتبال می‌پرسند و می‌خواهند بدانند که اگر از همين امروز در استاديوم‌ها به روی زنان باز شوند چند نفر از زنان معترض به وضعيت فعلی می‌روند تا مسابقات را تماشا کنند.واقعيت اين است که موضوع اصلی برای خيلی از آنها که به انحصاری بودن استاديوم‌ها اعتراض دارند اصلا تماشای فوتبال از فاصله نزديک و در جو زنده نيست.موضوع اين است که استاديوم‌ها هم مثل همه فضاهای عمومی و شهری ديگر مورد توجه فعالان در حوزه زنان هستند .اگر فضايی وجود دارد که ورزش‌دوستان در آن می‌توانند مسابقات ورزشی را از نزديک ببينند خب چرا و بر اساس کدام قانون اين فضا با همه خوبی‌ها و بدی‌هايش فقط بايد به مردان اختصاص داشته باشد؟ خيلی‌ها بخصوص عناصر ذکور غيرتمند استدلالشان اين است که استاديوم جای زنان نيست.از جمله دوست خوب و روشنفکر ما آقای داوود پنهانی می‌گويد:« شما اصلا می‌دانيد فوتبال را با کدام واو می‌نويسند؟» و استدلال می‌کند که فوتبال يک ورزش کاملا مردانه است که ساختار جنسيتی دارد و اساسا ربطی به زنان ندارد!!! داوود طبق معمول می‌پرسد اصلا تو  کتاب روانکاوی فرهنگ عامه را خوانده‌ای و می‌گويد:« مقاله‌ای هست توی اين کتاب که ساختار ورزش فوتبال را روانکاوی جنسيتی کرده و گفته که فوتبال به اين خاطر برای مردان جذابيت دارد که مردان آن را به مثابه تسخير زن می‌دانند.بنابراين حرکت به سمت دروازه و گل کردن توپ از اين زاويه قابل بررسی است.»

 

اما من با وجود اينکه چنين روانکاوی‌ای برايم جالب است،می‌گويم تفکری که فوتبال را به عنوان يک ورزش صرفا مردانه تعريف می‌کند همان تفکری است که به تفکيک جنسيتی در جوامع می‌انجامد و می‌کوشد تا زنان را در چهارچوب تعاريف کليشه‌ای محدود کند.تلاش ما برای وارد شدن به استاديوم اعتراض به ساختار موجود است.ما فقط می‌خواهيم بگوييم زنان حق دارند در هر فضای عمومی‌ای که دوست دارند برابر با مقررات کشور حاضر شوند.هيچ جای قوانين هم نيامده که زنان اجازه حضور در استاديوم‌ها را ندارند.اگر هم قانون نانوشته‌ای وجود دارد که با اين شدت خودش را به جامعه زنان تحميل می‌کند خب طبيعی است که زنان زير بار آن نخواهند رفت.

 

/ 0 نظر / 8 بازدید